عمادالدين افروغ (جامعه شناس)؛ سکوي پرتاب براي رسيدن به مطهري
سابقه آشنايي من با آثار شريعتي به دوران دانشجويي در خارج از کشور بازمي گردد. غالب جلسات انجمن هاي اسلامي با آثار و سخنراني هاي مرحوم شريعتي برگزار مي شد. همان دوران با اکثر کتاب هاي ايشان آشنا شدم و آنها را مورد مطالعه قرار دادم. من چون آن زمان دانشجوي جامعه شناسي بودم زودتر از ساير دوستان متوجه مضامين مارکسيستي آثار دکتر شريعتي مي شدم. همين مضامين باعث شد من چندان جذب آثار ايشان نشوم ولي آثار ديگر دکتر شريعتي که وجه عرفاني داشت نظر مرا به خود جلب کرد؛ البته منظورم نفي وجه حماسي تفکرات ايشان نيست ولي با آثاري همچون فاطمه فاطمه است، حج يا مجموعه نيايش هاي دکتر شريعتي بيش از ساير آثار، توانستم ارتباط برقرار کنم و به همين دليل نيز همواره از اين نوع تفکرات مرحوم شريعتي در برابر منتقدان دفاع مي کردم به عنوان مثال يک دوران در مورد ايدئولوژي در آثار شريعتي بحث هايي از سوي برخي روشنفکران در گرفت و من نيز مقاله يي با محوريت نقد اين مباحث تنظيم و همان زمان نيز منتشر کردم. بيشترين تاثير آثار مرحوم شريعتي مربوط است به دوران دانشجويي ام، زيرا پس از آن متوجه شدم بايد مباحث را با عمق بيشتري پيگيري کنم و اينجا بود که متوجه آثار فلسفي مرحوم مطهري شدم. در واقع انديشه هاي شريعتي يک موتور محرکه بود ولي تمام نيازهاي فکري مرا تامين نکرد به همين دليل گام بعدي، انديشه هاي مطهري بود که گمشده فکري فلسفي من بود؛ خلاصه آنکه شريعتي سکوي پرتابي بود تا به انديشه هاي مطهري برسم.




